سفارش تبلیغ
صبا ویژن

[ چون خبر غارت بردن یاران معاویه را بر أنبار شنید خود پیاده به راه افتاد تا به نخیله رسید . مردم در نخیله بدو پیوستند و گفتند اى امیر مؤمنان ما کار آنان را کفایت مى‏کنیم . امام فرمود : ] شما از عهده کار خود بر نمى‏آیید چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مى‏نمایید ؟ اگر پیش از من رعیت از ستم فرمانروایان مى‏نالید ، امروز من از ستم رعیت خود مى‏نالم . گویى من پیروم و آنان پیشوا ، من محکومم و آنها فرمانروا . [ چون امام این سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود که گزیده آن را در خطبه‏ها آوردم ، دو مرد از یاران وى نزد او آمدند ، یکى از آن دو گفت : من جز خودم و برادرم را در اختیار ندارم ، اى امیر مؤمنان فرمان ده تا انجام دهم امام فرمود : ] شما کجا و آنچه من مى‏خواهم کجا ؟ [نهج البلاغه]

 
همراه زندگی

i سلا م بر عزیزترینم

شنبه 85/1/26 ساعت 6:48 عصر

 

سلا م  بر عزیزترینم

20 سال قبل بود.      نیمه شعبان.        ما تازه عقد شده بودیم.

این حرفا رو نتونسته بودم بگم (مثه همیشه که کلی حرف دارم ولی بلد نیستم بگم) 

تو دو برگ برات نوشتم و با یه عیدی کوچولو وقتی برات وسایل سفر آماده می کردم پیچیدم لای حوله ات و گذاشتم توی ساک ات.

    -----------------------------------------

  " ترا باتمام وجود  دوست دارم چون خدا را دوست دارم.

بیا با هم باشیم و همدیگر را برای خدا بخواهیم بسوی او صعود کنیم و حرکت یکدیگر را سرعتی بیشتر بخشیده در این سفر دور ودراز و دراین جاده های ناهموار و پر پیچ و خم و پر سوز و گداز همراه و همسفر خوبی باشیم .

  موانع مادی و دنیا طلبی را پشت سر گذاریم   زشتیها و ناپسندیها را از بلندیهای  ایمان   به دره های هولناک جهل و کفر پرت کنیم.

همگام و همدل از سختیهای گناه  و هوس به آسانی عبور کنیم .

 و اگر لحظه ای پرده ی غفلت جلوی چشمانمان را گرفت و لغزیدیم وقتی خود را در معرض سقوط از پرتگاه دیدیم و به خود امدیم با هم بگرییم و از معبود بی نیاز طلب مغفرت کنیم و اشکهای پاک  و زلالمان به هم بپیوندد و خدای آمرزنده به میمنت پاکی اشکهایمان ما را دوباره بپذیرد.

 

   وقتی مشکلات بر ما آسان شد و ناهمواری ها را پشت سر گذاشتیم دست  بدست هم بدهیم و چشم به خورشید ابدیت دوخته و مشتاقانه بسوی بلندیها بپرواز درآئیم و شادمانه اشک شوق حلقه زده درچشمانمان را فرو ریزیم و باز هم آنها با پیوستن به یکدیگر نظر رب رحمان را بسوی ما جلب کنند و "او " که درهمه حال نظاره گر ماست ما را به شکوه یکی بودنمان و پاکی و زلالی آب دید گانمان یاری دهد و هر چه بیشتر به خود بطلبد .

بیا که صفای عشق را گرمی ببخشیم و به زلالیش پاکی . و با محبت خود به دیار یکتا معبود جهانیان بشتابیم .  "

                                                             همسفرت             4/3/66        


نوشته شده توسط: همراه زندگی

نوشته های دیگران ()


i ْلیست کل یادداشت های این وبلاگ

 بالاخره پیداش کردم
کوثر 1
کوثر
روز بانو
پسر عموی مظلوم
[عناوین آرشیوشده]


خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها ::
12291

:: بازدیدهای امروز::
13


:: بازدیدهای دیروز::
9


:: درباره خودم ::

همراه زندگی

:: لینک به وبلاگ ::

همراه زندگی

:: اوقات شرعی ::

:: لینک دوستان من ::

قصه عشق

:: آرشیو ::

خانواده

:: وضعیت من در یاهو::

یــــاهـو

:: خبرنامه ::